خوببودن برای گذشتگان و السابقون فکر نمیکنم زیاد سخت بوده باشه چون وفور نعمت اون دوران، چشم و دل سیری بهمراه میاورده
این دو سئوال هر انگیزهای رو در نطفه خفه میکنه و برای رساندن شخص به بنبست(و در نتیجه پوچگرایی) کاربرد زیادی دارند. البته برای تخلیه هیجان کاذب هم میتونن مناسب باشن.
همیشه با خودم میگفتم "اگر سیاستمداران عروسک خیمهشببازی هستن و از پشت پرده هدایت میشن پس چه فرقی میکنه کی حاکم باشه؟" تا اینکه به قدرت کلمات و لحن صحبت و مزیتِ داشتنِ انگیزه و تاثیر آن بر زبان بدن پی بردم.
محل رجوع: https://urlsa.ir/khobkechi
در هر برههای از تاریخ یک قرن اخیر که ایرانیان به خاک سیاه نشستهاند ظهور پدیدهای که من به آن "اکبرهای فوکول کراواتی" میگویم توی ذوق میزنه. این سطحیترین و بیریشهترین واکنشی هست که یک ایرانی نسبت به فقر نشان داده ولی از این لحاظ که مبارزهای منفی محسوب میشه قابل تقدیر و تحسین هست.
محل رجوع:
چون ناجوانمردانه(گرانی دلار، خودتحریمی، دگرتحریمی، تورم، رکود، گرانی، احتکار، اختلاس و سایر دلایل ریالی) سرد هست.
اگر اخلاق انسانی حاکم نباشه با توجه به جمعیت کره زمین، یک زن، چهار میلیارد دلیل میتونه داشته باشه که از زندگی یک مرد خارج بشه. فقط هدایت در صراط مستقیم هست که از یک آدمیزاد، انسان میسازه.
منبع: منبه آمار زمین اطمینان دارم https://www.worldometers.info/fa
اگر غروب جمعه نخوابید صبح شنبه زیادم بد نیست.
همانطور که اگر سر کار حاضر نباشید(مرخصی باشید) شغالها و کفتارها و لاشخورها قلمرو شما را تصرف و اشغال میکنن و برای جایگزینی شما دولت تعیین میکنن، در مهمانیها میتوانید به جای کانال اخبار سیاسی و موسیقیهای مبتذل، شبکه راز بقا نگاه کنید تا تمرینی برای محیط کار در روز بعد از دورهمی باشد.
ای پیرزن عشوهگر دهر و ای دمنده در گرهها؛ تو رنج زندگی در این دنیا و بزرگکردن بچهها تا این سن را به جان خریدی. خیال نکن با جادوگری و اختلال در نظام هستی بردی، بلکه تو داری از توشهی آخرتت میسوزونی و با وسوسهی شیطان تصور میکنی به هدفت رسیدی. یه نگاه به خودت در آینه بنداز و از سینههات و هیکلت که در راه شیردهی به فرزندانت پنچر شده خجالت بکش.
تو به من میگی: "خاک بر سرت که توی این سن و سال هنوز داری برگشماری میکنی"
من میگم: "فصل خزان در زندگی همه هست و نوبت من هم میرسه. ولی وای به حال شما که نمیدونید وضعیت مملکت با ظلم به امثال من به این روز رسیده."
قلی در فرم استخدام در جواب سئوال "آیا فرزند شهید هستید؟" نوشت: "میخواستم باشم ولی سعادت نداشتم."
وظیفه فعلیم در محل کار جدیدم، برگشماری و اسکن پروندهها هست. تکتک پستهای وبلاگم رو دیروز هر کدوم با دو کلیک حذف کردم و امروز یکی یکی هر پست رو با دو کلیک بازیابی کردم تا تمرین کار تکراری انجام داده باشم.
اگر طرز فکر بابام رو داشتم قبول نمیکردم چون بابام بعد از اینکه از مقام مدیر کل فنی برکنار شد پست کارشناس ساده رو قبول نکرد، ولی بحمدلله انا رب الابل.
میدونم با مطالب من برگاتون فر میخوره ولی شاعر میگه "برگهات رو بشمار قبل از آنکه نشمرده ..."(حافظا)
بازم خدا رو شکر که زیاد از نردهبام ترقی بالا نرفتم وگرنه راننده سرویسمون میگفت:
نردبان خلق این ما و منیست
عاقبت زین نردبان افتادنیست
هر که بالاتر رود ابلهترست
بر زمینش میزند نادانِ دوست
نتیجهگیری: در کل انسان زمانی از مقام بندگی و شکرگزاری بازنشسته میشه که بمیره(مگر اینکه شهید بشه مثل برخی وبلاگنویسان در جهان)